باران های پاییزی

پرسه در شعر های پاییزی

باران های پاییزی

پرسه در شعر های پاییزی

مثل یک حس بی تفاوت و سرد
مثل دردی که کنج من مانده

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
۱۴ دی۲۲:۲۶



چه مشتاقانه بی تاب تو هستم...




هی راه میروم و فکر میکنم به تو و سیگار میکشم به خودم

از فرط این فکر هاست که همیشه آخر شب ها باید تنهایی قدم بزنم تا تو در من آرام شوی،

به ماه که نگاه میکنم یادم می آید قرارمان این بود هر دو به ماه نگاه کنیم تا نگاهمان از همان چند هزار کیلومتر آنطرف تر به هم گره بخورد!

گذشته ها همیشه دیروزند! همیشه نزدیکند، همیشه پیش چشم های من می رقصند.

مثل بادی که لای موهایت بوزد و مثل موجی که روی لبخندت بلغزد و مثل گنجشک هایی که زیر پیراهنت استراحت می کنند، اینجا همه چیز عادی نیست!

باید به قیصر متوسل بشوم!

بی تو هر روز روز مباداست!


پ.ن


یک روز که از این بازی خسته شوی

یک روز مثل همه روز های دیگر

شاید یک روز تابستانی معمولی

می روی و من تا آن روز

دلم را به همین بودن نصفه و نیمه خوش می کنم...

ر. باران | ۱۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">